نقش سنت ها در تفاهم

 
امروز یک خواهر و برادر جوان از یک خانواده متشخص و روشنفکر مذهبی مشهدی امده بودند خانه ی ما برای اقامت دو روزه.
برادر: من گشنمه!
خواهر: تخم مرغ سه تا هست تو یخچال، املت درست می کنم. اما نون نیست. برو نون بخر.

و پس از مدت کوتاهی و بدون هیچ جر و بحثی خواهر مشغول غذا پختن بود و برادر به دنبال خرید نان!

 

 
Advertisement

4 Responses

  1. چه عجب یه پست دادی تو رهام جان!!!‌:)

    • زنده ام هنوز ;)

  2. این مدت از بس از دست این سنت!ها دلم پر که اسمش کافی حالت تهوع بهم بده
    ببخشید رهام جان… دست خودم نیست.. عصبانی ام

    • خب حق داری! من هم منظورم نشون دادن بدی و مذخرفی سنت بود.

Comments are closed.

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.